وب نامه مطهر
مقالات و سروده ها و روزنوشت ها و معرفی آثار

فدا گردیم و فردا را بسازیم ------------------------------------------------ #شفیعی_مطهر ---------------------------------------------- چکید از آسمان یک قطره باران فرو افتاد بر سیلی خروشان به قطره گفت سیل خشم آگین که :هستی تو حقیر و خُرد و مسکین ولی من سیل وحشت آفرینم همه ویرانگر روی زمینم به ره هر چیز را نابود سازم گذرگاه زمین را رود سازم بنا و خانه و باغ و درختان به یک حمله کنم با خاک یکسان به شهر و روستا ناگه بتازم سراسر شهر را ویرانه سازم همه از هیبت من بیمناک اند ز بیم یورش من در هلاک اند در این دم قطـــره سر بر کرد آرام که : ای خودکامه سیل سرکش و خام منم یک قطره اشک پاک و ریزان چکیده از نگاه خیس باران من از چشم تر ابری چکیدم به عشقی این سفر را بر گزیدم به عشق روح بخشیدن به این خاک صفا و خرمی دادن به افلاک طراوت می دهم خاک عطشناک گل و سبزه بر آرم از دل خاک لبان خشک ریشه روح بخشم صفا بر ساقه مجروح بخشم لبان خشک صحرا تر کنم من و زرع زارعان را زر کنم من تویی محصول رگباری پریشان فرو باریده با رعدی خروشان تویی سرکوبگر من اهل رویش تویی توفنده و من پای پویش تو ویران می کنی اما من آباد تو زندان می کنی اما من آزاد تو مرگ آری ولی من زندگانی تو وحشت آفرینی من امانی تو و قدرت من و مهر و محبت تو و خودکامگی من عشق و رحمت جهان را سبز می خواهم تو تیره بشر را خِیر می خواهم تو خیره نگاه من صفای صبحگاهی است پگاه تو همه غرق سیاهی است تو گر خشم و خشونت واگذاری توانی در دل ما پا گذاری تو هریک قطره ات یک دُرِ ناب است برای دشت های تشنه آب است تو چون من می توانی جان ببخشی بر اوج آسمان دل درخشی ز کین تا مهر تو یک گام راه است پس از ظلمت سرای شب پگاه است بیا در آینه ایثار بییم برای ریشه ها رشد آفرینیم بیا جاری شویم و جان ببخشیم صفا بر سبزه و انسان ببخشیم فدا گردیم و فردا را بسازیم جهان پر سبزه و زیبا بسازیم —--------------------------------------------------- برای دیدن دیگر آثار این قلم به کانال تلگرامی «گاه گویه های مطهر»بپیوندید : telegram.me/amotahar


نوشته شدهچهار شنبه 5 خرداد 1395برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(283) ------------------------------------------- گفتن و شنفتن ! -------------------------------------- من شهریاری را دیدم « دوستدار گُفتن » و « بیزار از شنُفتن »! او همه شهروندان را در « شنفُتن، زُلال» می خواست ،اما در « گُفتن، لال ». در نتیجه ملت عادت کردند به « فهمیدن و نگُفتن » و « حقيقت را نهُفتن ». « عطش شنیدن » و « آتش کاویدن » دو نعمت بزرگ است؛ اما شهریاران خودکامه نه « گوشی برای شنیدن » دارند و نه « هوشی برای فهمیدن »! اینان « خودکامه دهر» اند ،ولی خود را «علامه شهر » می دانند؛ دیگران را سراپا «گوش »،اما « خاموش » می خواهند! این « جُرثومه های فساد » و « اُعجوبه های عناد » « وجود»شان پر از « کمبود » است و « تار و پود»شان پر از « رهنمود »!! اینان « شنُفتن نمی دانند» و جز « گفتن نمی توانند »!! ------------------------------------- #شفیعی_مطهر --------------------------------------------- نوش : شهد،عسل،انگبین،هرچیز گوارا و شیرین جُرثومه : اصل، ریشه،خاک دور ریشه درخت،خانه مورچه،میکرب اُعجوبه : شگفت آور،شخص عجیب،چیزی یا کسی که مردم را به تعجب اندازد عناد : ستیزه کردن،کجروی،گمراهی،گردنکشی،لجاج،ستیزه ------------------------------------------- برای دیدن دیگر آثار این قلم به کانال تلگرامی «گاه گویه های مطهر»بپیوندید : telegram.me/amotahar


نوشته شدهچهار شنبه 5 خرداد 1395برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

غرور حاکمان عامل مشاركت گريزي مردم / 7 (واپسین بخش) ---------------------------------------------------- #شفیعی_مطهر ----------------------------------------------- مشاركت مردم، راه تعديل قدرت است ----------------------------------------- گسترش و تعميق مشاركت مردم در همه امور جامعه و حكومت در قالب نهادهاي مدني و تشكل هاي گوناگون، بهترين راه تعديل قدرت فردي در هر جامعه است. بديهي است تشخيص اكثريت مردم و تصميمات اتّخاذ شده توسط عموم مردم به صواب نزديك تر است، تا تشخيص و تصميم فردي. پيامبر اكرم (ص) مي فرمايند: «لا تَجتَمعُ اُمَّتي علي الخطاء». امت من بر خطا اجتماع نمي كنند. شهيد محمد باقر صدر بر همين حقيقت تصريح مي كند: «درصد خطاي يك امت خيلي پايين تر از درصد خطاي يك فرد است.» «كارل كوهن» اشتباهات احتمالي حكومت را با ملت مقايسه مي كند: «اشتباه يك ملت، كمتر از اشتباه يك حكومت است.» «منتسكيو» توزيع قدرت بين ملت و پرهيز از تمركز قدرت در يك فرد را خطرناك مي داند: «نبايد به هيچ كس قدرت مطلق داد؛ زيرا هيچ فردي آن قدر با فضيلت نيست كه قدرت مطلق را در دست داشته باشد و فاسد نشود.» پس لازمه يك حكومت مردمي و غير استبدادي، مشاركت مردم است. «هانا آرنت» حكومت مردم سالاري يا دموكراسي را اين گونه تعريف مي كند: «دموكراسي يعني آن كه مردم از طرق بسيار آزاد و دموكراتيك بتوانند حق حاكميّت خود را واگذار، و به راحتي پس بگيرند. هر گاه جريان انتقال قدرت و يا وكالت دائمي مردم به يك فرد، حزب يا جريان سياسي تحقق پيدا نمايد و امكان برگشت آن ميسور نباشد، دموكراسي ذبح شده است؛ زيرا وكالت دائمي از سوي مردم به يك نقطه ديگر به معني نزول از ارزش هاي دموكراتيك است.» پایان —---------------------------------------— پاورقي ها 1- سرّ الصّلوة، ص68 2- تفسير سوره حمد، جلسه دوم 3- بيانات امام در روز نيمه شعبان 1405 4- فرقان،43 5- بحار الانوار، ج70، ص64 6- تنبيه الخواطر، ص53 7- اصول كافي 8- الاسراء، 70 9- نهضت هاي صد ساله، انتشارات صدرا، ص26 10- همان، ص42 11- حماسة حسيني، ج3، انتشارات ص درا، ص24 12- اخلاق اسلامي، محمد علي سادات، صص125-121 13- قرآن، ترجمه بهاءالدين خرّمشاهي، ص395 ------------------------------------------------ برای دیدن دیگر آثار این قلم به کانال تلگرامی «گاه گویه های مطهر»بپیوندید : telegram.me/amotahar


نوشته شدهسه شنبه 4 خرداد 1395برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(282) --------------------------------------------- آنجا که « بال » نیز « وبال »است! من بسياري را ديدم كه نه « معمای راز » می فهمیدند و نه « معناي پرواز » را ؛ بنابراين در برابرشان هر چه بيشتر بر « موج مهر می راندی » و خود را بر « اوج سپهر مي رساندي »، كوچك تر به نظر مي رسيدي! آن که « ریشه راز » و « اندیشه پرواز » را می داند، « بال » را نیز « وبال » می بیند ! اما کسی که « جهان بینی » اش تا « نوک بینی » است، « سرزمین آب و آفتاب را می جوید »، اما « صحرای سرد سراب را می پوید » ! او نه « راز را برمی تابد » و نه « پرواز را درمی یابد »! ------------------------------------ #شفیعی_مطهر -------------------------------- وبال : سختی،عذاب،سوءعاقبت،وخامت امر -------------------------------------- برای دیدن دیگر آثار این قلم به کانال تلگرامی «گاه گویه های مطهر»بپیوندید : telegram.me/amotahar


نوشته شدهسه شنبه 4 خرداد 1395برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

غرور حاکمان عامل مشاركت گريزي شهروندان / 6 ------------------------------------------------ #شفیعی_مطهر ------------------------------------------- عوامل «علوّ» چيست؟ ------------------------------------- عوامل متعدّدي مي تواند آتش «علوّ» و سركشي و غرور را در انسان شعله ور سازد. از مهم ترين اين عوامل مي توان از قدرت، ثروت و علم نام برد. آن گونه كه پيشتر گفتيم حتي گاهي «تقوا»، «زهد» و «عبادت» نيز مي تواند مايه عُجب و غرور شود. صاحب نظران اخلاق بعضي از راه هاي مبارزه با فزون خواهي و علوّ طلبي را چنين بر مي شمارند: 1- توجه به خدا و ياد او 2- تعيين حريم يا ايجاد تعادل در اميال 3- اخلاص 4- مبارزه همه جانبه با اميال نفساني 5- بصيرت و آگاهي 6- مبارزه با رذايل و پرورش فضايل(12) راه هاي تعديل اين عوامل متفاوت است. راه تعديل انباشتگي ثروت از نظر اسلام پرداخت زكات، خمس و ساير حقوق واجبه و مستحبّه است. مفسّران ذيل آيه فوق (83 سوره قصص) نحوه برخورد حضرت موسي (ع) را با سركشي و طغيان قارون بيان مي كنند. «در باره علّت مجادله قارون با موسي (ع) نوشته اند كه موسي به او گفته بود كه بايد زكات بدهد و با او صلح كرده بود كه از هر 1000 درهم و دينار يك درهم يا يك دينار، و از هر 1000 گوسفند يك رأس و خلاصه از هر هزار فقره از مال و منال خود يك هزارم آن را در راه خداوند به زكات دهد. قارون پيش خود حساب كرده بود، و اين مقدار را گزاف يافته بود. لذا بني اسرائيل را تحريك كرد و گفت: موسي آمده است كه مال شما را از دستتان بگيرد. او نيرنگي انديشيد و زني بد كاره را با مالي فريفت كه در ملأ عام و در حضور همگان به موسي تهمت زنا زند. او نیز چنین کرد . چون موسي او را قسم داد كه راستش را بگو، وجدان زن بيدار شد و گفت: آري، تو بي گناهي و اين كار توطئه بود. موسي (ع) به درگاه خداوند تضرّع و بر قارون نفرين كرد. خداوند به نفرين او قارون و خانه و گنج خانه هايش را به كام زمين فرو برد.(13)» ----------------------------------- ادامه دارد... -------------------------------------- برای دیدن دیگر آثار این قلم به کانال تلگرامی «گاه گویه های مطهر»بپیوندید : telegram.me/amotahar


نوشته شدهدو شنبه 3 خرداد 1395برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(281) ---------------------------------------------- اقليم دل به زور مسخّر نمي شود... ----------------------------------------- من هيچ كس را نديدم كه با « مشت بسته » و « دل خسته » بتواند «دستم را به گرمي بفشارد » و « جانم را با به نرمی نیازارد »! « صفای صمیمیت » را جز با « گوهر محبت » نمی توان خرید. محبت و مهربانی « زبانی زیبا » و « بیانی آشنا » است؛ زبانی « بی نیاز از واژه » و « بی نواز از نای و نایژه» که آن را « هر ناشنوا می شنود» و « هر نابینا می بیند»، نه به « ترجمه » نیاز دارد و نه به « تجربه»! هر حیوان معنی اش را می فهمد و هر انسان مفهوم اش را درک می کند. « حکیم ربانی »، « کلیم کاشانی » چه زیبا می سراید: اقليم دل به زور مسخّر نمي شود اين فتح بي شكست ميسر نمي شود روشن دلان خوشامد شاهان نگفته اند آيينه عيب پوش سكندر نمي شود ------------------------------------ #شفیعی_مطهر —------------------------------------- خسته :آزرده،زخمی بی نواز : بدون نواختن نای : گلو،حلقوم،لوله ای غضروفی که از گلو به پایین در جلوی مری واقع شده و هوا را به شش ها می رساند نایژه : هر یک از شاخه های نای که درون شش قرار دارد. هر چیز مانند نی --------------------------------------------- برای دیدن دیگر آثار این قلم به کانال تلگرامی «گاه گویه های مطهر»بپیوندید : telegram.me/amotahar


نوشته شدهدو شنبه 3 خرداد 1395برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

مهدی(عج) پرچمدار عدالت --------------------------------------------- و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین (قرآن کریم) ---------------------------------------------- ای عصاره عطر همه گل های محمدی ! مشام جان ها - بیزار از همه گنداب های مکاتب - در انتظار قدوم عطرآگین توست . ای خاستگاه صدها خورشید و ای زادگاه عشق و امید ! ای سرچشمه نور و ای آبشار سرور ! دنیای تاریک ما چشم انتظار طلوع حیات آفرین توست . شیرینی همه شهدها در کلامت و شفای همه دردها در پیامت. فروغ حیات در نگاه تو و بشریت ، چشم به راه توست. اي مايه فيض رب و اي سرمايه مكتب ! بيش از هزار سال است كه از فراق مي سوزيم و با زهر هجر مي سازيم و با جور و جمود و جهل مي ستيزيم . اي عدالت جاويد و اي مظهر اميد ! صدها سال است كه اميد وصال سيماي بي مثال تو ، تفنگ ستيزمان را قدرت مي بخشد و جنگ صلح آميزمان را نصرت . اي محرم حرم و اي كوبنده ستم ! چه سيلي هاي سرخي كه در اين سال هاي سياه ستم بر گونه هايمان نواختند و چه آتش هايي كه «سران»مان افروختند و چه ستون هایی که از «سران» مان افراختند ! چه گوهرهای اشکی که بر گونه های یتیمانمان غریبانه غلتید و چه ستاره های سرشکی که از دیدگان مادرانمان بر زمین چکید ! چه بلورهای بغضی که در حنجره جوانانمان شکست و چه سروهای راست قامتی که در خون نشست ! چه سورهایی که سوگ شد و چه سروهایی که به گور رفت ! ای معزالاولیاء و ای مذل الاعداء ! مگر نمی شنوی صفیر سرخ گلوله های سرکوبگران سرمست را که گل های نو شکفته را پرپر می کنند؟! مگر نمی بینی سموم مرگ آفرین طاغوت های زمان را که در سراسر زمین ، ساقه هاي ترد نهال نوپاي حق طلبان را درهم مي شكنند ؟! مگر آوارگان فلسطيني و ... جز درگاه تو پناهي و جز سايه پرچم عدالت تو جايگاهي دارند ؟! هنوز از زخم فلسطين خون در دل جام و زهر هلاهل در كام داريم كه اندوه ديگر ستم ديگان قلبمان را به خون مي كشد و جانمان را به جنون ! اما.... اي طراوت همه سبزه ها و اي صلابت همه صخره ها ! به داغ دل لاله ها و اشك زلال ژاله ها سوگند ! تا مطلع الفجر ظهورت و استشمام عطر حضورت ، نه تسليم ياس مي شويم ، كه شكفتن ياس وجودت را ايقان داريم و نه فريب دشمن را مي خوريم ، كه ظهور قريب تو را ايمان داريم . زمزمه زلال زمزم انتظار را به دمدمه ضلال دم به دم نمي فروشيم و طراوت كار و حلاوت پيكار در راه طهارت انتظار را به جان مي خريم . مهدی جان! تو قلب قبيله قبله ای و سرو قامت اين قبيله. ای جاری جاوید و ای مظهر امید! اي پيام آور دشت لاله هاي سرخ! قدم بر ديده ما نه، صفا بر سينه ما ده! طلوع فر فروزان فقاهت و شمس درخشان ولایت، پرچمدار عدالت و الگوی قداست، مکمل رسالت و متمم امامت، مهدی آل عصمت و طهارت بر شما و همه منتظران حکومت قسط و عدالت مبارک باد. ----------------------------------- #شفیعی_مطهر -------------------------------------- برای دیدن دیگر آثار این قلم به کانال تلگرامی «گاه گویه های مطهر»بپیوندید : telegram.me/amotahar


نوشته شدهیک شنبه 2 خرداد 1395برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(280) ------------------------------------------- « آرزو » و « تکاپو» --------------------------------------- من « ستون تکاپوها » و « سقف آرزوها » را تا به « آن مایه » و « بدان پایه » بالا بردم كه بتوانم بر آن « ناقوسی از حقیقت » و « فانوسی از واقعیت » را بياويزم . آرزو « همزاد » انسان است و عمری « همراه » او. انسان به « نَفَس آرزو » و « تَنَفُس تکاپو » زنده است؛ اما چون این دو از « حقیقت » و « واقعیت » دور شوند ، سر از « سیر خیال بافی » و « مسیر انحرافی » درمی آورند. « انوار تخیل » در « سایه سار تعقل » « می درخشد» و به انسان « بال و پَرِ پرواز » در « سپهر راز » « می بخشد»، ولی « آرزوهای دراز » و « تابوهای مَجاز » انسان را از « ملکوت مصفا » به « بَرَهوت بلا » سرنگون می سازد! --------------------------- #شفیعی_مطهر -------------------------------------- مایه : مقدار،اندازه،دستگاه و سامان،بنیاد چیزی ناقوس : زنگ بزرگ ، یکی از آهنگ های قدیم موسیقی ایرانی تابو : در نزد مردم پولینزی شخصی یا چیزی مقدس است که دست زدن و نزدیک شدن به آن ممنوع باشد مَجاز : ضد حقیقت،غیر حقیقی،کلمه ای که در غیر معنی حقیقی خود استعمال شود... ملکوت : عالم فرشتگان ،بزرگی قدرت و عظمت آسمانی بَرَهوت : بیابان خشک و گرم و بی آب و علف -------------------------------------------------- برای دیدن دیگر آثار این قلم به کانال تلگرامی «گاه گویه های مطهر»بپیوندید : telegram.me/amotahar


نوشته شدهیک شنبه 2 خرداد 1395برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

غرور حاکمان عامل مشاركت گريزي شهروندان / 4 ------------------------------------------------ #شفیعی_مطهر ------------------------------------------------ غرورحاکمان، عامل مشاركت گریزی مردم است /1 ------------------------------------------------ خود بزرگ بيني و غرور مهم ترين عامل و علت مشاركت گريزي و مشورت ستيزي است. خداوند همه انسان ها را بر پايه «لَقَدْ كَرَّمْنا بَني آدَمْ» كرامت بخشيده و او را به سبب بهره مندي از نيروي عظيم «عقلانيت» شايسته تكريم و بايسته تعظيم فرموده است. كرامت انسان- به عنوان اشرف مخلوقات و اعزّ موجودات- ايجاب مي كند كه افكار، انديشه ها، آرمان ها، عقايد، سلايق و نظريات همه انسان ها از هر رنگ، نژاد، ملت و جنسيت و با هر عقيده و سليقه مورد احترام قرار گيرد. «خود برتر بين» عصيانگر ابلهي است كه در لاك غفلت و در لانه جمود و جهالت خود خزيده، از مشاركت مي گريزد و با اين حقيقت مي ستيزد. او «معرفت» و «حقيقت» را گوهري مي پندارد كه فقط نزد اوست و ديگران از آن محروم اند. وي فهم و شعور را در حصار انحصار خود مي پندارد و به هيچ مشورت و مشاركتي با ديگران نياز ندارد. اعتراف صريح يكي از اين شورشگران حقيقت گريز را با هم بخوانيم. آدلف هيتلر در كتاب «نبرد من» مي نويسد: «انسان موجودي است كه تا توي سرش نزنند، آدم نمي شود! مشورت چه معنا دارد؟ يعني چه كه مشتي افراد كم عقل و كم مايه به دور هم بنشينند و با هم سخناني بگويند و نتايجي بگيرند. اين نتايج هر چه باشد، در خور همان انسان هاي حقير است. كار درست آن است كه يك نفر نخبه برتر براي ديگران تصميم بگيرد و آن تصميم را اجرا كند و اين افراد حقير هم به جبر از او تبعيّت كنند.» هيتلر خود چنين كرد و خود در لهيب آتش غرور خود سوخت! ------------------------------------------ ادامه دارد.... ------------------------------------ برای دیدن دیگر آثار این قلم به کانال تلگرامی «گاه گویه های مطهر»بپیوندید : telegram.me/amotahar


نوشته شدهشنبه 1 خرداد 1395برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(279) -------------------------------------------------- انتقادپذیری ---------------------------------------------- من « بهترین بینش » و « بيشترين دانش » را از مخالفانم آموختم! من هر چه گفتم و نوشتم موافقان با « تاييد گفتارها » و « تاکید نوشتارها » « قصورم را ستودند » و « بر غرورم افزودند»! اینان مرا « شیفته کمال » و « فریفته جمال » خویش کردند. ستایشگران موافق نه مرا به « اصلاح خویش خواندند» و نه حتي « گامي به پيش راندند ». موافقان « کارهای خوبم را گفتند»، ولی « عِیارهای عیوبم را نهفتند»؛ در حالی که مخالفان « معیوبم دیدند» و « عیوبم را كاويدند»؛ بنابراين « تکذیب دشمن » به « تهذیب من » انجامید و « تایید دوست » به « فریب من »! « انتقادپذیری» ،« عیوب و رذایل را می زداید» و « قلوب را به فضایل می آراید». ------------------------------------------- #شفیعی_مطهر ---------------------------------------------- قصور : از کاری بازایستادن، واگذاشتن کاریاز روی درماندگی،کوتاهی عِیار : سنجیدن پیمانه یا ترازو برای پی بردن به درستی آن،مقیاس تکذیب :کسی را دروغگودانستن،نسبت دروغگویی به کسی دادن تهذیب :پاکیزه کردن،خالص کردن،اصلاح کردن رذایل : جمع رذیله،فرومایگی ها،پستی ها ---------------------------------------- برای دیدن دیگر آثار این قلم به کانال تلگرامی «گاه گویه های مطهر»بپیوندید : telegram.me/amotahar


نوشته شدهشنبه 1 خرداد 1395برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر
.: Weblog Themes By www.NazTarin.com :.