وب نامه مطهر
مقالات و سروده ها و روزنوشت ها و معرفی آثار

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(188) --------------------------------------------------- «تلاش خردمدانه» یا «تقلای احمقانه»؟! ---------------------------------------------------- من يك ماهي را ديدم كه براي رهايي از محبس« تُنگ مينا »خود را به «خاك صحرا »افكند. ...و من آنگاه بود كه دريافتم تکاپو در راه آزادی آن گاه به ثمر می رسد که همراه با «تلاشی خردمندانه» و «کنگاشی کنجکاوانه» باشد. تقلای نابخردانه انسان را از «بدبختی و اندوه نمي رهاند»، بلکه در ژرفاي« شوربختي انبوه مي ميراند». --------------------------------------------------- #شفیعی_مطهر ------------------------------ کنگاش : شور،مشورت


نوشته شدهچهار شنبه 21 بهمن 1394برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(187) ---------------------------------------------------- ...آن گاه که انسان انديشيد!! ------------------------------------------------------- من انساني را و گرگي را ديدم كه هر دو مي خوردند و مي خفتند و شهوت مي راندند. در اين عرصه ها اشتراك ها را يافتم، اما افتراق ها را درنيافتم؛ تا....... تا آن گاه که انسان انديشيد!!!! آن گاه که انسان «اندیشید»، جهان هستی را معنی «بخشید»! ---------------------------------------------------- #شفیعی_مطهر —---------------------------------------------------— سایر آثار این قلم در : گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar


نوشته شدهسه شنبه 20 بهمن 1394برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(186) ----------------------------------------------- لزوم شناخت « زمینه » و «زمانه»! ------------------------------------ من روشنگری را دیدم که بر این باور بود که «پوسته شب سياه» ، «خورشيد روشن پگاه» را در نهانگاه خود نهفته است. او همه طول شب بر آن پيكره سياه «چنگ انداخت» و جان را در اين «گُدازه گُداخت» . او حتي سينه سياه شب را «شكافت»؛ اما خورشيدي «نيافت»!! ......و من دريافتم كه تا « روزگار شیدایی» و « بهار شکوفایی» فرانرسد، نه صبا پرده غنچه را « مي شكافد» و نه گُل در عرصه چمن« مي شكفد» خورشید هر پگاه نه بی گاه « می تابد» و نه بی راه « روی برمی تابد»! بنابراین «روشنگران زمین» و «روشنفکران زمان» باید هم« زمین و زمینه» را بشناسند و هم« زمان و زمانه » را دریابند! ------------------------------------------- #شفیعی_مطهر ---------------------------------- زمینه: نقشه،موضوع،متن،سطح و روی چیزی،چیزی که نقشه روی آن کشیده شود زمانه : دهر ،روزگار ------------------------------------------------- سایر آثار این قلم در : گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar


نوشته شدهدو شنبه 19 بهمن 1394برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(185) --------------------------------------------------- « تخدیر ریشه ها» یا « تنویر اندیشه ها»؟! ---------------------------------------------------- من «صدا»یی را شنیدم و « سیما»یی را دیدم که هدف از تلاشش « تخدیر ریشه ها» بود، نه « تنویر اندیشه ها» !! روند آگاهي بخشي آن نه «کاری سیاسی » که « سیاسی کاری » بود ؛ او انديشه ها را به جاي« انتشار» ، به حبس در «حصار انحصار» فرامي خواند. این شیوه تبلیغ نه راهی به سوی «کمال» می پوید و نه تکیه گاهی برای نیل به « آمال» می جوید. ----------------------------------------------- #شفیعی_مطهر -------------------------------- تنویر : روشن کردن،درخشان کردن تخدیر:بی حس کردن،کرخ کردن،سست کردن


نوشته شدهیک شنبه 18 بهمن 1394برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(182) ---------------------------------------------- اشک چکیده ،صفابخش دل و دیده! --------------------------------------------- من جهان هستی را دیدم. احساس کردم نگاه و نگرش من به « بصارت بیشتر» و « بصیرت بهتر» نیاز دارد؛ بنابراین بر آن شدم تا هر از چند گاهی «دل» و «دیده» را با قطراتی از زلال اشكِ«چکیده» « بشویم» تا راه رشد و رویش را بهتر« بپویم». گاهی یک قطره اشکِ« چشم» بیش از صد« چشمه» می تواند« دل دیجور» را «صفا بخشد» و «جان رنجور» را « شفا دهد»! --------------------------------- #شفیعی_مطهر --------------------------- دیجور : تاریکی،تیره رنگ مایل به سیاهی ------------------------------------------- سایر آثار این قلم در : گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar


نوشته شدهپنج شنبه 15 بهمن 1394برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(181) ------------------------------------------------------ مهر و مدارا ،کلید قلب انسان ها! ----------------------------------------------------- من انسانی را دیدم «فرزانه» كه با یك تصمیم «خردمندانه»، آستانه «راه رستگاری» و «درگاه سبكباری» را گشود. در نتیجه عمری را با« رامش بیشتر» و« آرامش بهتر» زیست. «راز رستگاری» و «رمز سبکباری» او این بود که تصمیم گرفت از آن پس در رفتار با دیگران تنها «كمی مهربان تر» و« اندکی خوش زبان تر» باشد!! بنابراین همه را« دوست بداریم»! و همه را بهتر از خود « انگاریم»! بیاییم« بیشتر بیَرزیم»! و بهتر «مهر بورزیم»! --------------------------------------------------- #شفیعی_مطهر


نوشته شدهچهار شنبه 14 بهمن 1394برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(180) ------------------------------------------------ بی تفاوتی! بلا و بلوا !! --------------------------------------------- من دنيا را جاي خطرناكي ديدم ، نه از آن جهت كه «برخي شرورند» و « بعضی شریر»، به خاطر اين كه كساني كه شرارت ها را «مي بينند»، بر جای «می نشینند»، «نیکی»ها را «پاس نمی دارند» و «نیکوکاران» را «سپاس نمی گزارند»؛ از «بدی» ها «بازنمی دارند» و «بدکاران » را به پادافراه «نمی سپارند»! دنیا آمیزه ای است از «بشارت»ها و «شرارت»ها. اما رسالت انسان ها این است که برای بشریت «بشیر» باشند ، نه «شریر»! نهال نور و سرور بنشانند و وبال زور و غرور را بمیرانند! ---------------------------------------------- #شفیعی_مطهر ---------------------------------------------- بلاء : غم، اندوه ، رنج،گرفتاری بلوا : بلیه،مصیبت،سختی،آشوب و غوغا شرور : بدکار (در فارسی - در عربی استعمال نمی شود) شریر: آدم بسیار بد،پرشر پادافراه : بازخواست، کیفر،مکافات،مجازات، سزای بدی بشارت : مژده،خبر خوش،خبر مسرت آور بشیر: مژده دهنده،بشارت دهنده وبال : سختی،عذاب،وخامت امر


نوشته شدهسه شنبه 13 بهمن 1394برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(179) --------------------------------------------------- در میان « خار» ها از «گل» سرودن مشکل است.... -------------------------------------------- من شاعران را ديدم كه در «چله سرد زمستان»، «چکامه تموز گرم تابستان» را «مي سرایند» و در در دل تاريكي« جور و جمود و جهل» ، راه روشن «عقل و علم و عدل» را « مي پيمایند». بنابراین دانستم که هر هنرمند می کوشد تا در سیاهی« شب»،چامه درخشش« کوکب» را « بسراید» و از سیاهچال« تاریک شهر سرب و سراب » راهی به «دیار روشن آب و آفتاب» « بگشاید». در میان « خار» ها از «گل» سرودن مشکل است «نیش» خوردن،«نوش» را در دل ستودن مشکل است ----------------------------------------- #شفیعی_مطهر ------------------------------------------------- چکامه : شعر ،قصیده، چامه تموز : ماه دهم از ماه های رومی برابر با مردادماه، تابستان، موسم گرما جمود : بسته شدن، یخ بستن آب، لخته شدن خون، خشکی و افسردگی چامه : شعر ،غزل، سرود، نغمه


نوشته شدهدو شنبه 12 بهمن 1394برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(178) ------------------------------------------------------- شجره « زقوم» «بیداد» و «استبداد»! ---------------------------------------------------- من روح خود را ديدم كه چون بركه اي «رام » و « آرام » در دل دشت هاي « پرابهام» « لميده» و تصوير آبي آسمان را در آغوش خود « کشیده» بود؛ اما افسوس كه «كودك بازيگوش بيداد» و «شحنه پرخروش استبداد» هر از چندگاه با« پرتاب سنگي» و « ارتکاب نیرنگی» ، آرامش او را « مي ربود» و فراست او را « مي فرسود». بنابراین دانستم که در سایه سار «شوم» شجره « زقوم» «بیداد» و «استبداد» نه می توان «آرمید» و نه به آرامش «رسید»! ------------------------------------------------------ #شفیعی_مطهر ------------------------------------------------ شحنه: داروغه، پلیس، پاسبان و نگهبان ارتکاب: شروع به کاری کردن،کاری انجام دادن،گناه کردن فراست: دریافتن و ادراک باطن چیزی از نظرکردن به ظاهر آن،هوشیاری،زیرکی شجره زقوم : درختی در دوزخ که میوه آن بسیار تلخ است!


نوشته شدهیک شنبه 11 بهمن 1394برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(177) ---------------------------------------------- اقيانوس عمودي! -------------------------------------------- من اقيانوسي را ديدم عمودي و « ايستاده» ، و استوار و « آزاده». دوستان نشناختند و او را« ارزان باختند» و دشمنان شناختند و بر او «گران تاختند». او فريادگري « فراتر از زمان» و « فرازتر از زمين» بود. گويا بيش از هزار سال زود آمده بود و گستره گيتي گنجايش حجم وسيع انديشه او را نداشت. تنها مي شد به او گفت: یا علی(ع) ! پیش از تو هیچ اقیانوسی را نمی شناختم که عمود بر زمین بایستد! او همه رشته هاي وابستگي را از هم« گسست » و «تصویر»خود را در آيينه «تقدیر» «شكست»؛ از آن پس عرصه گيتي مزرعه گل هاي آفتاب گردان شد... ------------------------------------------- #شفیعی_مطهر —---------------------------------------------------------- گران : سنگین،ضد ارزان —--------------------------------------------------------------- سایر آثار این قلم در : گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar


نوشته شدهشنبه 10 بهمن 1394برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر
.: Weblog Themes By www.NazTarin.com :.