وب نامه مطهر
مقالات و سروده ها و روزنوشت ها و معرفی آثار

 بیکینی کارواش!!Bikini car wash 

دیروز در سر راه بازگشت از واشنگتن دی سی به نیوآرک، گذارمان به شهر بالتیمور افتاد.در یکی از خیابان های خروجی شهر ناگهان تعدادی از دختران جوان دورگه بیکیبی پوش با یک پلاکادر ظاهر شدند که روی نوشته بود : «بیکینی کارواش فقط یک دلار!» دختران جوان با دست تکان دادن و لبخند به روی رانندگان خودروها همراه با ناز و غمزه و ادا و اطوار،آمادگی خود را برای شستشوی ماشین ها اعلام می کردند.چند نفر دختر هم مشغول شستن برخی از خودروها بودند. البته از ظواهر معلوم بود چند نفر مرد سیاه پوست دارند دختران را مدیریت می کنند.

 ما در آن محل توقف چندانی نداشتیم.فقط عکسی گرفتیم و حرکت کردیم؛ اما این فکر ذهن مرا خیلی به خود مشغول کرد که : آیا این گونه کارواش و به کارگرفتن دختران بیکینی پوش با پوشش بسیار نامناسب ،آن هم در کنار خیابان و در برابر چشم صدها مرد راننده،بهره گیری از جذابیت جنسی دختران نیست؟!

آیا آن کس که به زور بر تن زن، لباسی را که خود می پسندد ،می پوشاند و آن کس که او را این گونه به معرض بازار فروش جذابیت جنسی می گذارد،هر دو به شخصیت والای زن توهین نمی کنند؟!

تا نظر شما چه باشد؟ حتما با نظریات روشنگر خود،من و مخاطبان فرزانه و فکور را بهره مند فرمایید.

(از این که به خاطر حفظ حرمت محضر عزیزان، عکس این دختران را سانسور می کنم،پوزشم را بپذیرید!)




نوشته شدهدو شنبه 3 شهريور 1393برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

 راه توسعه از کجا آغاز می شود؟

قصه پنجاهم / قصه های شهر هرت

در زمان سلطنت اعلی حضرت هردمبیل دو نظریه پرداز تحلیل گر درباره چگونگی ایجاد تحول و دگرگونی در جامعه شهر هرت با یکدیگر بحث و گفت وگو داشتند. 

اولی قدرت مدار و بر این باور بود که:

«سرآغاز ایجاد هر تحولی در هر جامعه،کسب قدرت است. هر جامعه انسانی آن گاه متحول می شود و راه ترقی و رفاه را می پیماید که مردم طی انقلابی خونین پادشاه ستمگر و خودکامه را سرنگون و یک رژیم حکومتی دموکراسی و انقلابی را بر سر کار بیاورند.پس از به دست آوردن قدرت سیاسی و نظامی و تحکیم حاکمیت،در آن صورت همه کارها رو به راه می شود و مردم روی رفاه و خوشبختی را می بینند.»

اما نظریه پرداز دومی فرهنگ اندیش بود و بر این اعتقاد پای می فشرد که:

«مترقی ترین افکار هم تا به صورت یک فرهنگ در متن و بطن جامعه نهادینه نشود،ماندگار نمی شود.یک جامعه توسعه یافته متشکل از انسان های توسعه است. بنابراین هر حرکت توسعه محور باید از پایین ترین لایه های اجتماعی آغاز شده و روشنگران جامعه با کارهای فرهنگی عمیق بکوشند ضمن تربیت انسان های توسعه یافته ،جامعه ای توسعه یافته بسازند.در این صورت دیگر هیچ حاکم زورگو و خودکامه ای نمی تواند سلطه جائرانه خود را بر گرده مردم توسعه یافته تحمیل کند.»

 یکی از پندارهای واهی و ارزش های خرافی آن جامعه برتری حقوقی مرد بر زن بود.مثلا هیچ زنی حق نداشت در خیابان ها و معابر دوش به دوش شوهرش حرکت کند، بلکه همیشه باید دو سه قدم عقب تر از او راه برود. 

روزی آن دو نظریه پرداز در حال گفت و گو از خیابانی می گذشتند.زن و شوهری را دیدند که طبق معمول همه زوج ها زن حدود دو سه قدم عقب تر از شوهر حرکت می کرد. آنان نزد شوهر رفتند و بعد سلام و احوال پرسی ،علت این کار را پرسیدند. مرد صراحتا پاسخ داد:

«خوب ! بدیهی است که زن حق ندارد پا به پای شوهر حرکت کند!شما مگر نمی دانید که حقوق زن به پای مرد نمی رسد.اصلا زن چه ارزشی دارد که بخواهد دوش به دوش مرد راه برود. مگر من مرد نیستم! که دوش به زنم راه بروم؟! من مردم! من غیرتمندم!من آبرو دارم! و... »

آن دو کمی به نگاه کردند و نومیدانه خداحافظی کردند و رفتند. 

با این وضعی که در شهر هرت حاکم بود ،این دو نفر نظریه پرداز نیز چون هزاران نفر از روشنفکران شهر هرت مهاجرت کرده و به دیار فرنگ رفتند.

سال ها گذشت.مردم شهر هرت سرانجام از طلم حاکم بر جامعه خود به ستوه آمدند و ناگزیر طی انقلابی خونین و سخت رژیم خونریز هردمبیل را سرنگون کردند و به جای آن افرادی ظاهرالصلاح و خوش رفتار را سر کار آوردند.

وقتی خبر این انقلاب به فرنگ رسید،شهروندان مهاجر شهر هرت دسته دسته به وطن برگشتند و کوشیدند تا آرمان های قلبی خود را تحقق بخشند . 

این دو نفر نظریه پرداز قصه ما نیز با همین امید به وطن برگشتند.روزی از خیابانی می گذشتند و با هم گفت و گو می کردند.وقتی با هم بحث می کردند ،مردم را هم می نگریستند.ناگهان به نکته ای جالب برخوردند. آنان دیدند پس از انقلاب بر خلاف گذشته راه رفتن زن ها و شوهرها در خیابان ها تغییر کرده و متحول شده است.این بار زن ها دو سه قدم جلوتر از شوهرها حرکت می کنند! 

نظریه پرداز اولی رو به سوی دومی کرد و پیروزمندانه گفت:

«آیا به تو نمی گفتم که یک انقلاب خونین و شدید،ارزش ها را دگرگون کرده تحول می آفریند و فرهنگ مردم را درست می کند.حالا ببین چه فرهنگی حاکم شده که حقوق زنان احیا شده و زن از جنس دوم به جنس برتر ارتقا یافته است!

بنابراین هر دو نزد یکی از زن و شوهرها رفتند.اولی از شوهر پرسید:

«چگونه شده که بعد از انقلاب دیگر زن ها در پشت سر شوهران حرکت نکرده،بلکه چند قدم جلوتر هم راه می روند؟  »

شوهر لبخندزنان پاسخ داد: 

« آخر بر اثر انقلاب و جنگ های خیابانی بسیاری از معابر مین گذاری شده است.لذا ما زن ها را جلوتر می فرستیم که اگر مینی در خیابان باشد،ما مردها آسیبی نبینیم!!!»

در اینجا بود که نظریه پرداز قدرت مدار بدین باور رسید که هر تحولی در هر جامعه با تربیت تک تک افراد آن جامعه آغاز می شود.

 

فردریک مایر انديشمند آمريكايي معاصر مي گويد:

 

  سه عامل بزرگ می تواند در تغيير رفتار مردم یک جامعه اثرگذار باشد:

 

 ۱ - انقلاب          ۲ - جنگ            ۳ - تربیت

 

 اکنون با توجه به نقاط مثبت و منفی جنگ و انقلاب و آثار ویرانگر و درازپای این دو به این نتیجه می رسیم که هیچ عاملی پایدارتر و ماندگارتر از تربیت يعني كار فرهنگي نيست.




نوشته شدهشنبه 1 شهريور 1393برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

 لزوم شناخت غرب

عزیزان فرزانه و فرهیخته !

حدود یک ماه از ورود ما به خاک آمریکا می گذرد. در این مدت من ده ها مطلب مصور و مستند درباره سرزمین و مردم آمریکا در وب نامه و صفحه فیس بوک خود به محضر شما اندیشمندان فکور تقدیم داشته ام. بسیاری از شما عزیزان با صد ها کامنت و لایک مرا به نسبت به ادامه و استمرار این رویه و روش تشویق کرده اید و برخی عزیزان عجول و در عین حال دلسوز نیز با شتاب در داوری کم لطفی فرموده و حتی گاهی قلمشان مدار ادب را دریده و مرزهای خرد را درنوریده است.البته من تا کنون نه تنها اندک جسارتی به محضر هیچ عزیزی نکرده ، بلکه حتی پاسخ نیز نداده ام.گر چه فرزانگانی فکور در کامنت های خود کوشیده اند پاسخ هایی شایسته و نقدهایی بایسته به این نقادان دلسوز بدهند.

به هر صورت من از همه شما اندیشمندان ادب پرور - فارغ از منتقد یا موید - صمیمانه سپاسگزارم که با نقدهای سازنده و رهنمودهای ارزنده خود بر آرایش سخن و پیرایش این چمن کمر بسته اید و به نقادی نشسته اید.

...و اما سخنی که  امروز نقد آن بایسته و نقل آن شایسته می نماید این است که «غرب» را که یکی از نمادها و نمودهای شاخص آن«سرزمین و مردم آمریکا»است،باید شناخت.بدیهی است هیچ خردورز فرزانه،نمی تواند هیچ دگراندیش بیگانه را نشناخته نه بپذیرد و نه با او بستیزد.بل باید نخست او را شناخت و ضعف و قوتش را روشن ساخت،سپس خود و جامعه خود را از ضعف هایش پیراست و به قوت هایش آراست.

سرزمین و جامعه آمریکا نیز چون همه سرزمین ها و جوامع دنیا آمیزه ای است از نقاط ضعف و قوت،زشتی و زیبایی ،بدی و خوبی ،تندی و کندی،درستی و نادرستی،عقلانی و احساسی ،بخردی و بی خردی،داد و بیداد،فرودستی و فرادستی و....اما هر چه هست ما ناگزیر از شناخت آن هستیم. در پویش هر راه ناگزیر از پویه پستی ها و بلندی هایی هستیم.هیچ راهی هموار و بی گدار نیست،هیچ فرودی نشانه سقوط و هیچ فرازی علامت صعود نیست؛باید کل راه را ارزیابی کرد.

بنابراین در همه نوشتارهای شناختی سرزمین و جامعه آمریکا هیچ «حسنی» نشانه« تحسین» ،و هیچ« قبحی» علامت «تقبیح» کل جامعه آمریکا نیست.

در این باب مقال، بسیار است و مجال ،اندک.فعلا این زمان بگذار تا وقتی دگر...




نوشته شدهپنج شنبه 30 مرداد 1393برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

روزی رسان خداست !

امروز محمد برای درمان یکی از دندان هایش به دندان پزشکی رفته بود.پس از بازگشت حال او را پرسیدم.پاسخ داد که هزینه پرکردن و روکش دندان 2000 دلار می شود. البته نصف آن یعنی 1000 دلار آن را بیمه می پردازد.
گفتم : به هر صورت چاره ای نیست.باید دندان را درمان کرد.
آن گاه خاطره دندان درد دوران نوجوانی خود را برایش گفتم:
در نوجوانی یکی از دندان های آسیایم کمی به اصطلاح کرم خورده و درد
می کرد.نزد دندان پزشک تجربی معروف آن روز کاشان آقای « ر » رفتم.ایشان پس از معاینه گفت:
خب ! کمی از دندونت کرم خورده و باید پر کرد. گفتم : هزینه پرکردن اون چقدر میشه؟
پاسخ داد :اگر پر کنم هزینه اش 20 تومان(200 ریال آن زمان) میشه،ولی اگر بکشم سه تومان.
من چون 20 تومان را نداشتم ،گفتم : بکش !!
...و لحظاتی بعد یک دندان بزرگ آسیا را ،در حالی که به اندازه یک خال آن سیاه بود،جلوم گذاشت!
آن گاه از این پسرم و سایر فرزندانم خواستم که هیچ گاه مراجعه کننده نیازمندی را به خاطر نداشتن پول از در نرانید و مسئله مهم شما حل مشکل او باشد،نه کسب درآمد شما!
روزی رسان خداست !




نوشته شدهچهار شنبه 29 مرداد 1393برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

ساعتی در دانشگاه ایالتی دلاور

امروز عصر فرصتی پیش آمد تا بازدیدی از دانشگاه ایالتی دلاور داشته باشیم.

ایالت دلاور واقع در منطقه میانه آتلانتیک به دلیل این که به راحتی از هوا، راه آهن یا جاده قابل دسترسی است، خود را به عنوان "نزدیک به هر مکانی که هستید" اعلام می کند.

مرکز ایالت: دوور

جمعیت: بیش از 907،000 نفر در دلاور زندگی می کنند.

موقعیت جغرافیایی: این ایالت کوچک مسطح با 48 کیلومتر عرض، 154 کیلومتر طول و مساحت 6،452 کیلومتر مربع در کرانه شرقی دریا در ایالات متحده قرار دارد.

آموزش عالی: دانشگاه دلاور و دانشگاه دولتی دلاور هر دو مدرک های لیسانس، فوق لیسانس و دکترا ارائه می کنند. کالج وسلی، وابسته به کلیسای متحد متدیست ها، در سال 1873 پایه گذاری شد و قدیمی ترین کالج خصوصی این ایالت است.

صنایع مهم شامل تولید مواد شیمیایی (E.I دو پونت دی نیموروس و کمپانی، یکی از بزرگ ترین شرکت های مواد شیمیایی دنیا در این ایالت قرار دارد)، تولید و ساخت ابزار علمی و چاپ است.

چهره های نامی دلاور شامل بایدن، معاون رئیس جمهوری، هنری هیملیچ جراح و والری برتینلی هنرپییشه است.

ارتباط بین المللی: میاگی پریفکچر ایالت خواهر خوانده دلاور در ژاپن است.

دانستنی های جالب:

این ایالت نام خود را از توماس وست، سومین بارون دلا وار، یک نجیب زاده انگلیسی و اولین فرماندار مستعمره نشین ویرجینیا گرفته است.
بیش از 50 درصد شرکت های بزرگ دولتی– 60 درصد شرکت های فورچن 500 – در دلاور ثبت شده اند.
· به دلیل این که دلاور مالیات بر فروش ایالتی ندارد، مکان مورد علاقه برای تفریح هم برای ساکنان و هم برای بازدیدکنندگان است.
در تصویر دو کلاس از کلاس های دانشگاه دلاور را می بینید.
عکس ‏علیرضا شفیعی مطهر‏
عکس ‏علیرضا شفیعی مطهر‏

 




نوشته شدهسه شنبه 28 مرداد 1393برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

  اعتماد مردم ،بزرگ ترین سرمایه

ما دو روز  در نیویورک اقامت داشتیم.به منظور تامین محل اقامت محمد پسرم با استفاده از یک سایت اینترنتی یک باب آپارتمان مبله با کلیه وسائل به مدت دو روز اجاره کرد.

به محض ورود به شهر بزرگ و 20میلیون نفری نیویورک با استفاده از GPS سریعا آدرس منزل را در محله بروکلین یافتیم.البته برای یافتن محل پارک ماشین نیم ساعتی معطل شدیم.

 صاحبخانه ما جوانی سیاه پوست و اصالتا از حوزه کارائیب بود.او با روی خوش و برخوردی بسیار گرم ما را به درون خانه دعوت کرد و همه قسمت ها و وسائل را دقیقا به ما نشان داد و توضیحات لازم را درباره هر قسمت ارائه داد.

موقع رفتن ضمن دادن شماره تلفن اصرار کرد که هر کاری داشتید یا زنگ بزنید و یا به ما در طبقه بالا خبر بدهید.

او پس از رفتن هم هر چند ساعتی یک بار تماس می گرفت و از وضع ما و آمادگی برای رفع مشکلات احتمالی اعلام آمادگی می کرد.

وقتی در یخچال را باز کردیم، آن را پر از میوه،آب و آب میوه و بعضی خوراکی های دیگر یافتیم.البته من در برخی هتل ها و خانه های معلم در ایران نیز دیده بودم که در یخچال آب میوه و خوراکی می گذارند،ولی در صورت مصرف با قیمت های گزاف پولش را با مسافر حساب می کنند.

به هر صورت ما در حد نیاز از خوراکی ها استفاده کردیم. در  دو روزی که ما در خانه شان بودیم، خود و خانواده اش مرتب سر می زدند و زنگ می زدند و حال و احوال می پرسیدند.

در موقع تحویل خانه و ترک آن هم با کمال خوش رویی بنا درخواست او عکس یادگاری مشترک گرفتیم.او وقتی کلید را تحویل می گرفت اصلا نگاهی به خانه و وسائل و حتی یخچال نکرد.فقط گفت در موقع رفتن در را به هم بزنید و بروید. در ازای همه این خوش رفتاری ها بعدا فقط تلفنی خواهش  کرد که در صورت رضایت در سایت مربوطه نظر مساعد و مثبت خود را بنویسید .

البته ما چنین کردیم و او نیز متقابل در همان سایت از ما ابراز رضایت و خشنودی کرد.

نکته مهم این است که من احساس کردم در جامعه آمریکا هر کس که کالا یا خدمتی ارائه می دهد، خواهان بازخورد آن و تامین رضایت مشتری است،زیرا استمرار موفقیت خود را در کسب رضایت مشتری می داند. در حالی که در بعضی از جوامع برای رضایت مشتری و پی آمدهای آن حسابی باز نمی کنند و رضایت و عدم رضایت مشتری برایشان جایگاهی ندارد .گویی مطمئن هستند که هیچ گونه ارزیابی و پیگیری در کار نیست.

ولی این آمریکایی می داند همه کارها و خدمات او در همین سایت ارزیابی می شود و در مرئی و منظر همه مشتریان اوست. 

در آمریکا همه مناسبات مالی و داد و ستد افراد و حساب های بانکی به طور اتوماتیک رصد و ارزیابی می شود و کوچک ترین بدحسابی در سابقه شهروند - حتی خارجی - اثرگذار است!

غمگنانه به یاد این سخن امام علی(ع) افتادم که به مالک و همه فرمانروایان توصیه می کند:

«زنهار ! نیکوکار و بدکار در نظر تو یکسان نباشد؛زیرا این کار موجب نومیدی نیکوکار و جرات یافتن بدکار می شود.»




نوشته شدهشنبه 25 مرداد 1393برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

آیین شمع زنی در کلیسا!!
 
ما در جای جای ایران هزاران مرقد و مقبره با نام امامزادگان شریف داریم.مردم باورمند سنتی بنا به یک آیین قدیمی با نذر و نیاز و برای استجابت دعاهای خود در مرقد امامزاده ها شمع هایی روشن می کنند.
من در کلیساهای برخی از کشورها از جمله کلیساهای متعدد و تاریخی و باستانی ارمنستان نیز این رسم و آیین را دیده ام. در ارمنستان یک کلیسای باستانی را دیدم که از بس مردم در آن شمع روشن می کردند،متولیان امر نگران شده بودند که دود برخاسته از شعله شمع ها کم کم سقف کلیسای تاریخی را سیاه کند.بنابراین آنان با ساختن سالنی دیگر ویژه شمع روشن کردن از مومنان مسیحی خواسته بودند که آیین شمع زدن را در سالن جدید اجرا کنند.
 در کلیسایی در واشنگتن صحنه ای جالب از آیین شمع زنی را دیدم.اینان کوشیده بودند که صنعت و مدرنیته را در خدمت سنت و آیین شمع زنی درآورند. بدین صورت که محفظه ای شیشه ای ساخته بودند و در آن تعدادی حباب  شیشه ای قرمز رنگ قرار داده و داخل هر حباب لامپی شمع گونه زده بودند.
هر مومن مسیحی که نذری می کرد، مبلغی را به داخل دستگاه می انداخت و به اندازه میزان پول خود ،شاسی یک یا چند لامپ را فشار می داد و لامپ او تا مدتی مشخص روشن می ماند.
دستگاه مدرن شمع زنی را در زیر می بینید: 

 عکس: ‏آیین شمع زنی در کلیسا!!
ما در جای جای ایران هزاران مرقد و مقبره با نام امامزادگان شریف داریم.مردم باورمند سنتی بنا به یک آیین قدیمی با نذر و نیاز و برای استجابت دعاهای خود در مرقد امامزاده ها شمع هایی روشن می کنند.
من در کلیساهای برخی از کشورها از جمله کلیساهای متعدد و تاریخی و باستانی ارمنستان نیز این رسم و آیین را دیده ام. در ارمنستان یک کلیسای باستانی را دیدم که از بس مردم در آن شمع روشن می کردند،متولیان امر نگران شده بودند که دود برخاسته از شعله شمع ها کم کم سقف کلیسای تاریخی را سیاه کند.بنابراین آنان با ساختن سالنی دیگر ویژه شمع روشن کردن از مومنان مسیحی خواسته بودند که آیین شمع زدن را در سالن جدید اجرا کنند.
در کلیسایی در واشنگتن صحنه ای جالب از آیین شمع زنی را دیدم.اینان کوشیده بودند که صنعت و مدرنیته را در خدمت سنت و آیین شمع زنی درآورند. بدین صورت که محفظه ای شیشه ای ساخته بودند و در آن تعدادی حباب  شیشه ای قرمز رنگ قرار داده و داخل هر حباب لامپی شمع گونه زده بودند.
هر مومن مسیحی که نذری می کرد، مبلغی را به داخل دستگاه می انداخت و به اندازه میزان پول خود ،شاسی یک یا چند لامپ را فشار می داد و لامپ او تا مدتی مشخص روشن می ماند.
دستگاه مدرن شمع زنی را در زیر می بینید:‏




نوشته شدهیک شنبه 12 مرداد 1393برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

تفاوت های فرهنگی ایران و آمریکا / 8

- من نمی دانم جمعیت معلولان آمریکا نسبت به جمعیت آن چقدر است؛اما قطعا مثل همه کشورهای جهان معلولان درصد کوچکی از جمعیت جهان را تشکیل می دهند.نکته ای که در اینجا زیادتر از معمول به چشم می خورد این است که در جای جای شهرها و جاده ها موارد بسیاری از تسهیلات و امتیازاتی دیده می شود که در طراحی مبلمان شهری برای معلولان در نظر گرفته شده است.در پارکینگ های شلوغ که کمتر جایی برای پارک خودروها پیدا می شود،بهترین و بیشترین جایگاه را برای معلولان منظور کرده اند.در گذرگاه ها و معابر نیز امکانات و تسهیلاتی جالب برای این قشر شایسته در نظر گرفته اند.

حتی تلویزیون های آمریکا نوعا علاوه بر پخش گفتار برای عموم ،برای ناشنوایان نیز دارای زیرنویس است.




نوشته شدهشنبه 11 مرداد 1393برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

تفاوت های فرهنگی ایران و آمریکا

هنگامی که یک شهروند ایرانی برای نخستین بار وارد آمریکا می شود،می تواند تفاوت هایی را در رفتارهای فرهنگی - اجتماعی این کشور مشاهده کند.

من صرف نظر از نقاط ضعف و قوت هر مورد برخی از تفاوت های محسوس را بیان می کنم:

1- رانندگان خودروها در خیابان ها و جاده های آمریکا قوانین راهنمایی و رانندگی را با دقت بیشتری رعایت می کنند.در مواقع ترافیک به ندرت دیده می شود که راننده ای با لایی کشیدن لاین خود را عوض کند.
ضمنا عابران پیاده نیز سعی می کنند از محل ویژه خود عبور کنند.در نتیجه به نظر می رسد هر کس می کوشد حق و حدود خود و دیگران رعایت کند.




نوشته شدهپنج شنبه 9 مرداد 1393برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

 

عکس: ‏بازدید از کلیسای تاریخی ملی واشنگتن
تشییع جنازه رونالد ریگان از این کلیسا صورت گرفت.
ساخت این کلیسا از سال 1893 آغاز  شد و در سال 1390 در زمان جرج بوش پدر به پایان رسید.‏

بازدید از کلیسای تاریخی ملی واشنگتن

تشییع جنازه رونالد ریگان از این کلیسا صورت گرفت.
ساخت این کلیسا از سال 1893 آغاز شد و در سال 1390 در زمان جرج بوش پدر به پایان رسید.




نوشته شدهچهار شنبه 8 مرداد 1393برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر
.: Weblog Themes By www.NazTarin.com :.