وب نامه مطهر
مقالات و سروده ها و روزنوشت ها و معرفی آثار

 زبان،معرف شخصیت انسان

 

من معرف شخصیت هر كس را در هر جمع به گاه ورود« لباس های مقبول» دیدم و به وقت خروج ،« سخن های معقول».
بنابراین چه بهتر سكوت كنیم كه آبروی لباسمان« نریزد» و به بی خردی« نیامیزد»! 


(با الهام از سخن تولستوی)   


تا مرد سخن نگفته باشد
عیب و هنرش نهفته باشد    


(سعدی)

 بی کمالی های انسان از سخن پیدا شود
پسته بی مغز چون لب وا کند رسوا شود 


(صائب تبریزی)

 




نوشته شدهشنبه 14 شهريور 1394برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

برآیند«انتخاب»یا فرآیند «انتصاب»؟! 

 

من انتخابگری مردم توسعه نایافته را چون بستن دكمه پیراهن دیدم؛

اولی را كه« اشتباهی» ببندند،تا واپسین دكمه را با« ناآگاهی» می بندند.

بنابراین باید چشم ها را «گشود» و نخستین گام را با آگاهی« پیمود». 

آنجا که آفتاب آگاهی غروب کند،برآیند«انتخاب» رنگ می بازد و  فرآیند «انتصاب»فرهنگ می سازد!!

 

(شفیعی مطهر)




نوشته شدهجمعه 13 شهريور 1394برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

عوام در فرایند «طاعت» و «اطاعت»

من در این شهر كودكان را دیدم كه دنیا را به «بازی» می گیرند،

اما چون« بزرگ »می شوند،«بزرگان» شهر آنان را به «بازی» هم نمی گیرند.

«بزرگان !»سرنوشت همه را با «طاعت» نوشته اند و تار و پودشان را با «اطاعت» سرشته اند. 

آیا عوام جز «طاعت» وظیفه ای و جز «اطاعت» لطیفه ای دارند؟!

 

(شفیعی مطهر)




نوشته شدهپنج شنبه 12 شهريور 1394برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

«مشغول دل» یا «دل مشغولی»؟

من زندگی را باغی دیدم که با عشق، «بهار» می شود و با امید،«مشكبار».

اگر «مشغول دل» باشی،اسیر «دل مشغولی» نمی شوی.

اگر به «عشق مقدس»،«دل گرم»شوی،به «بند هوس»،«سرگرم» نمی شوی.
بیشتر «غصه های احتمالی»، نتیجه «قصه های خیالی» است؛

پس بدان اگر «فرهاد» باشی، همه چیز« شیرین» است. 

 

(شفیعی مطهر)




نوشته شدهچهار شنبه 11 شهريور 1394برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

شرنگ؛قاتل بی تفنگ!

من بسیاری از آدم ها را چون سیگار دیدم؛

یكدیگر را می كشند،

لذت می برند ،

دود می كنند،

تمام می كنند

و آن گاه یكی دیگر را... 

آری؛سیگار،شرنگ است؛قاتلی بی تفنگ!

...و برخی انسان هم!!

(شفیعی مطهر)

--------------------------

شرنگ:زهر،سم،هر چیز تلخ،حنظل




نوشته شدهسه شنبه 10 شهريور 1394برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

                     تحمل يا تقابل ؟

 

تاریخ بشر پر است از جنگ ها، قتل عام ها و كشتارهاي قومي، ديني،مذهبي و فرقه اي. هدف آغازگران اين جنگ ها از اين همه بي رحمي ، خشونت و نسل كشي ها چه بوده است؟ كدام يك از اين نسل كشي ها به نفي و انهدام يك دين، مذهب يا قوم انجاميده است؟ و اگر هم چنين شده يا بشود، چه فايده اي دارد؟

  هيچ انساني يا هيچ قوم و مليتي و پيروان هر مشي و مرامي در اين كره ارض، جاي ديگران را تنگ نمي كند. اصولا وجه تمايز موجودي به نام انسان با ساير موجودات ، داشتن نيروي تعقل و تفكر است و همين عامل موجب همه اختلافات فكري، عقيدتي و مذهبي همه انسان هاست.

 وايتهد مي گويد: 

« تنها در دو جامعه است كه وحدت فكري و عقيدتي حاصل مي شود:جامعه گوسفندان و قبرستان! » 

بنابراین تلاش همه قلدران، خودکامگان و متعصبان تاریخ برای نفی و انهدام مخالفان فکری، نژادی ، قومی و فرقه ای خود بي فايده است.

  آيا نسل كشي هاي متعدد تاريخ بشر به انهدام حتي يک نژاد يا قوم و يا پيروان يك مذهب شده است و يا اگر شده بود، آيا اكنون همه مثل هم مي انديشيدند؟

  بنابراين گزيري نيست جز اين كه تعدد و تكثر انديشه ها، اديان، مذاهب، قوميت ها ، نژادها و همه نحله هاي فكري ، سياسي، فرهنگي و اجتماعي را بپذيريم و همه ما انسان ها بر پشت كره زمين با تحمل يكديگر و احترام به حقوق و كرامت انساني همه انسان ها در پرتو تفكر همزيستي مسالمت آميز با هم زندگي كنيم.

   جالب است كه امروزه در عرصه افكار عمومي جهان بيشترين رويكرد تبليغات ضد خشونت متوجه جامعه مسلمانان است و پيروان اسلام را متهم به عدم تحمل مخالف و حامي تروريسم معرفي مي كنند . 

ذيلا خبري مستند و مصور را بخوانيد و ببينيد آيا هميشه چنين بوده يا هست؟ . قطعا هر فرد يا گروهي كه اقدام به نفي ديگران كند ، از هر گونه نحله فكري و عقيدتي كه باشد ، محكوم به داشتن تفكر مطرود و زشت تنگ نظري و ضد بشري است.و خود سرنوشتي جز فنا و بدنامي ندارد.

به گزارش البرز به نقل از جهان در شهر سدلیک واقع در جمهوری چک، کلیسایی هست که از چوب ،آجر و فلز درست نشده ، بلکه از استخوان های مسلمانان درست شده است!

 

در سال ۱۲۱۸ پاپ وقت،برای نشان دادن غرورش دستور داد این کلیسا را از استخوان های مسلمانانی که برای ساخت این کلیسا کشته شده بودند،درست کنند.

در ساخت این کلیسا استخوان چهل هزار مسلمان به کار رفته است.، آن ها می گویند مسلمان ها تروریست هستند!

 
 
 
 
 

(شفیعی مطهر)




نوشته شدهسه شنبه 10 شهريور 1394برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

از «یلدای سیاه» تا «صفای پگاه»

من زیان سبز درخت را «آموزگاری پویا» و« معلمی گویا» دیدم؛ پیش از این كه شاخسارانش نور را ببینند،ریشه هایش تاریكی را تحمل كرده اند؛یعنی برای رسیدن به نور« آگاهی» از دهلیزهای« سیاهی» باید گذشت.  

برای رسیدن به «صفای پگاه» باید از «یلدای سیاه»گذشت!

 

(شفیعی مطهر)




نوشته شدهدو شنبه 9 شهريور 1394برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

دل گرمی یا سرگرمی؟!

 

من یك انگیزه «دل گرمی» را بهتر از هزار آمیزه« سرگرمی» دیدم.

آن،امید می آفریند و این،تردید!

آن،طراوت می بخشد و این،رخوت!

استثمارگران هماره می کوشند«سر»ها را گرم کنند و «دل» ها را سرد!

پس بیاییم با گرم کردن دل ها ،«امید»بیافرینیم و «تردید» را بمیرانیم! 

 

(شفیعی مطهر)




نوشته شدهیک شنبه 8 شهريور 1394برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

قلب پاك و عقل با ادراك

 

من یك قلب پاك و عقل با ادراك را از همه معابد،مساجد و كلیساها مقدس تر دیدم. 

 

(شفیعی مطهر)




نوشته شدهشنبه 7 شهريور 1394برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر

«تفکیر» یا «تکفیر»؟!

 

من رشد و رویش گل ها و ریاحین را در ریزش «باران تند» دیدم نه غرش «بوران تندر».

بنابراین دانستم رشد و رویش ذهن ها و استعدادها بر اثر استدلال های« خردپذیر »است نه فریادهای« تحقیر» .

انسان ها با انگیزش «تفکیر» رشد می کنند ،نه با یورش «تكفیر». 


(شفیعی مطهر)

تفکیر:(مصدر باب تفعیل- عربی) اندیشه کردن، اندیشیدن، اندیشه

تکفیر :(مصدر باب تفعیل - عربی)کسی را کافر و بی دین خواندن،به کفر و بی دینی نسبت دادن




نوشته شدهچهار شنبه 4 شهريور 1394برچسب:, توسط سید علیرضا شفیعی مطهر
.: Weblog Themes By www.NazTarin.com :.